کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تمتین | کلماتور
معانی کلمه : تمتین
تلفظ بین المللی :
/tˈamtin/
تلفظ :
[t'amtin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عارضه تمرین
گران تمکین
مین تمرینی
تستینیه
تمرین تیراندازی
تمرین جنگی
تمرین دادن
تمرین نرمش کردن
تمرین نظامی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تمتین. [ ت َ ] ( ع مص ) به رشته بخیه زدن خیمه را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بخیه زدن خیمه را به رشته. ( ناظم الاطباء ): متن الخیمة؛ ضربها بخیوطها و آجاد مد اطنابها، یقال متن خبأک. ( اقرب الموارد ). || تقدمنی الی موضع کذا ثم الحقک ؛ گفتن مر پیش رونده را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یقال : متن لفلان کذا و کذا ذراعاً ثم لحقه. ( اقرب الموارد ). || رشته موی میا...
فرهنگ فارسی
به رشته بخیه زدن خیمه را . بخیه زدن خیمه را به رشته .
کلمات مرتبط
عارضه تمرین
گران تمکین
مین تمرینی
تستینیه
تمرین تیراندازی
تمرین جنگی
تمرین دادن
تمرین نرمش کردن
تمرین نظامی
نظرات