کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تمتک
تلفظ بین المللی :
/tˈamtak/
تلفظ :
[t'amtak]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
گران تمکین
از تمت تبرئه شدن
از تملک در اوردن
تکتک
تمبک
تمرکز دادن
تمرکز در نقطه بخصوصی
تمرکز در کانون
تمرکز یافتن
لغت نامه دهخدا
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
تمتک. [ ت َ م َت ْ ت ُ] ( ع مص ) جرعه جرعه نوشیدن شراب را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). تجرع. ( از اقرب الموارد ).
واژه نامه بختیاریکا
( تم تک * )
قطعه قطعه؛ ریز ریز
کلمات مرتبط
گران تمکین
از تمت تبرئه شدن
از تملک در اوردن
تکتک
تمبک
تمرکز دادن
تمرکز در نقطه بخصوصی
تمرکز در کانون
تمرکز یافتن
نظرات