معانی کلمه : تمتم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
سماق#NAME?
منگولهای که از موهای دم غژغاو درست میکردند و سپاهیان آن را از نیزه و علم میآویختند یا بر گردن اسب میبستند؛ پرچم.
= سماق
منگوله ای که از موهای دم غژغاو درست می کردند و سپاهیان آن را از نیزه و علم می آویختند یا بر گردن اسب می بستند، پرچم.
منگوله ای که از موهای دم غژغاو درست می کردند و سپاهیان آن را از نیزه و علم می آویختند یا بر گردن اسب می بستند، پرچم.
فرهنگ معین
(تُ تُ ) (اِ. ) منگوله ای که از موی دم گاومیش هندی درست می کردند و آن را بر سر نیزه یا گردن اسب می بستند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) سماق
قطاس باشد و آن دم گاو تکوهی است که سپاهیان آن را از نیزه و علم آویزند و بر گردن اسب بندند .
دهی از بخش روانسر است که در شهرستان سنندج واقع است .
قطاس باشد و آن دم گاو تکوهی است که سپاهیان آن را از نیزه و علم آویزند و بر گردن اسب بندند .
دهی از بخش روانسر است که در شهرستان سنندج واقع است .
