تمتع. [ت َ م َت ْ ت ُ ] ( ع مص ) برخورداری گرفتن. ( از تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). برخورداری یافتن. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). منفعت گرفتن. ( غیاث اللغات ). نفع بردن از چیزی به زمان دراز. ( از اقرب الموارد ). گوارا زندگی کردن با مال کسی و لذت بردن از آن. ( از اقرب الموارد ). برخورداری و بهره و سود و خوش آیندگی. ( نا...
[ویکی الکتاب] معنی تَمَتَّعَ: بهره برد (در جمله"فَمَن تَمَتَّعَ بِـﭑلْعُمْرَةِ إِلَی ﭐلْحَجِّ "یعنی :پس هر کس تمتع ببرد به وسیله عمره تا حج یعنی با عمره عمل عبادت خود را ختم کند ، و تا مدتی از احرام درآید تا دوباره برای حج احرام بپوشد)معنی مَّتَاعَ: متاع - کالا - هر چیزی که از آن تمتع و بهره ببرندمعنی فَاکِهُونَ: خوش و شیرین کامان - آنان که با سخنانی که مایه خوشحالی وخنده است با یکدیگر سخن می گوین...