تماشاگاه. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) تماشاکده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جای تماشا. منظر. ( حاشیه برهان چ معین ). تماشاگه. گردشگاه : پروازه ، خورشی بود که در پی قومی برند به تماشاگاه. ( فرهنگ اسدی نخجوانی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : و این شداد به مقامی بود که او را ساویه خوانندی و از ترک و هندوستان و سند و روم و حبشه و سنقلاب روی بوی آوردندی و تماشاگاه او به دمشق بدی. ( قصص الانبیاء ص 150 ). پس ا...