کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تماجع
تلفظ بین المللی :
/tamˈɑdʒoʔ/
تلفظ :
[tam'AdZo?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تمانع برهان
تراجع
التماع
تضاجع
تماج
تماجامشی
تماجامشی کردن
تماجامیشی
تماجان
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تماجع. [ ت َ ج ُ ] ( ع مص ) باهم بیباکی نمودن و فحش گفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تماجن. ( اقرب الموارد ). رجوع به تماجن و تمازح شود.
کلمات مرتبط
تمانع برهان
تراجع
التماع
تضاجع
تماج
تماجامشی
تماجامشی کردن
تماجامیشی
تماجان
نظرات