تلمیذ. [ ت ِ ] ( اِ ) شاگرد. و این معرب تلمیذ است که بفتح باشد.( غیاث اللغات ) . شاگرد و محصل. ( ناظم الاطباء ). شاگرد و تلامذه جمع و ظاهراً فارسی است و عربی فصیح نیست و لهذا صاحب قاموس نیاورده... ( آنندراج ). شاگرد. ج ، تلام ، تلامی ، تلامیذ، تلامذة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). شاگرد و این اسم مولد است. ( از بحر الجواهر ). متعلم و خادم و گویند کسی است که خود را تسلیم معلمی کند تا او را هنری...
شاگرد، دانش آمو ، کسی نزدمعلم درس میخواند ( اسم ) شاگرد دانش آموز . جمع : تلامذه تلامیذ .
مترادف و متضاد
دانشآموز، شاگرد، طلبه، محصل ≠ استاد، معلم
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تلمیذ، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و غیر مفید در مدح و ذم است.از جمله الفاظ غیر مفید مدح و ذمّ "تلمیذ" و جمع آن "تلامیذ" به معنای خدمتگزار و پیرو می باشد. برخی گفته اند: مراد از "تلمیذ" متعلّم و خدمتگزار خاص معلّم است. در حدیث آمده است که امام صادق (علیه السّلام) در مورد شخصی به هشام می فرماید: "یا هشام علّمه فانّی احبّ ان یکون تلماذاً لک " ای هشام به او تعلیم و آموزش بده دوس...