کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تلمز | کلماتور
معانی کلمه : تلمز
تلفظ بین المللی :
/talˈammoz/
تلفظ :
[tal'ammoz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تلمزوا
دیسک ترمز
سوپاپ اطمینان ترمز
سوپاپ تبدیل ترمز
سامانۀ ترمز خودکار
شلنگ ترمز
سرعت دهندۀ ترمز
عفیف تلمسانی
علی تلمسانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تلمز. [ ت َ ل َم ْ م ُ ] ( ع مص ) درپی یکدیگر جستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تلمس. ( اقرب الموارد ). || شتابی کردن در رفتار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
در پی یکدیگر جستن . یا شتابی کردن در رفتار .
کلمات مرتبط
تلمزوا
دیسک ترمز
سوپاپ اطمینان ترمز
سوپاپ تبدیل ترمز
سامانۀ ترمز خودکار
شلنگ ترمز
سرعت دهندۀ ترمز
عفیف تلمسانی
علی تلمسانی
نظرات