معانی کلمه : تلسکوپ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. دوربین بسیار بزرگ دارای یک یا چند عدسی و آیینۀ مقعر که و با آن اجسام دور و ستارگان را می بینند.
۲. از صورت های فلکی نیمکرۀ جنوبی آسمان.
۲. از صورت های فلکی نیمکرۀ جنوبی آسمان.
فرهنگ معین
(تِ لِ ) [ فر. ] (اِ. ) دوربین بزرگ که با آن ستارگان را رصد می کنند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
صورت فلکی کوچک و کمنوری در آسمان جنوبی (southern sky)، در کنار صورت آتشدان
دوربین نجومی، دوربین بسیاربزرگ که دررصدخانه، نصب میکنندوبا آن ستارگان رامیبنند
( اسم ) دور بین بزرگ که با آن ستارگان را رصد کنند .
( اسم ) دور بین بزرگ که با آن ستارگان را رصد کنند .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
دوربین رصدخانه، دوربین نجومی ≠ میکروسکپ، ذرهبین، ریزبین
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{Telescopium, Telescope, Tel} [نجوم] صورت فلکی کوچک و کم نوری در آسمان جنوبی (southern sky )، در کنار صورت آتشدان
