معانی کلمه : تلخک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) = کاسنی
۲. [عامیانه] = تریاک
۲. [عامیانه] = تریاک
فرهنگ معین
(تَ خَ ) (اِمصغ . ) ۱ - مصغر تلخ . ۲ - خربزة تلخ . ۳ - کاسنی .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - مصغر تلخ.۲ - خربز. تلخ حتظل قثائ النعام . ۳ - کاسنی .
دلقک جشنهای قرون وسطی و جشنهای مربوط به نمایشهای محلی که لباسی به رنگهای روشن میپوشید و کلاهی بر سر میگذاشت که زنگوله و بوق به آن آویزان بود
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{fool} [هنرهای نمایشی] دلقک جشن های قرون وسطی و جشن های مربوط به نمایش های محلی که لباسی به رنگ های روشن می پوشید و کلاهی بر سر می گذاشت که زنگوله و بوق به آن آویزان بود
