Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تلبین

تلفظ بین المللی : /tˈelbin/ تلفظ :‌ [t'elbin]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تلبینه
  • تلبیس کردن
  • تلحین کردن
  • تلقین به نفس
  • تلقین عقاید و مسلک تازه ای
  • تلقین کردن
  • تلقینی
  • توبین جیمز
  • توبینگن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تلبین. [ ت َ ] ( ع مص ) خشت زدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ )آشی که از سبوس و شیر و انگبین سازند. یا از سبوس فقط. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). آشی که از سبوس و شیر و عسل سازند و این نام گذاری از جهت شباهت آن به شیر است در سفیدی. ( از اقرب الموارد ). تلبینة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد )....

فرهنگ فارسی

خشت زدن . یا آشی که از سبوس و شیر انگبین سازند .

کلمات مرتبط

  • تلبینه
  • تلبیس کردن
  • تلحین کردن
  • تلقین به نفس
  • تلقین عقاید و مسلک تازه ای
  • تلقین کردن
  • تلقینی
  • توبین جیمز
  • توبینگن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات