Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تلافی نمودن

تلفظ بین المللی : /talˈɑfi nemˈudan/ تلفظ :‌ [tal'Afi nem'udan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تلافی
  • تلافی درآوردن
  • تلافی دراورده
  • تلافی کردن
  • تلافی کننده
  • تلافی افتادن
  • بدون تلافی یا عمل متقابل
  • جی ای جو تلافی
  • کیک بوکسور تلافی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تلافی نمودن. [ ت َ ن ُ / ن ِ / ن َدَ ] ( مص مرکب ) تلافی کردن. جبران کردن :
در پرده نمود از عرق شرم تلافی
در ظاهر اگر روی تو آتش بجهان زد.
صائب ( از آنندراج ).
رجوع به تلافی و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تلافی کردن جبران کردن

کلمات مرتبط

  • تلافی
  • تلافی درآوردن
  • تلافی دراورده
  • تلافی کردن
  • تلافی کننده
  • تلافی افتادن
  • بدون تلافی یا عمل متقابل
  • جی ای جو تلافی
  • کیک بوکسور تلافی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات