کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تلافی-افتادن | کلماتور
معانی کلمه : تلافی افتادن
تلفظ بین المللی :
/talˈɑfi oftˈɑdan/
تلفظ :
[tal'Afi oft'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تلاقی افتادن
تلافی
تلافی درآوردن
تلافی دراورده
تلافی کردن
تلافی کننده
تلافی نمودن
بدون تلافی یا عمل متقابل
جی ای جو تلافی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تلافی افتادن. [ ت َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) جبران شدن. رسیدن پاداش چیزی یا عملی. دریافتن عوض : زندگانی خداوند دراز باد، تا جهان است چنین حالها می بوده است و این تلافی افتد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 555 ). رجوع به تلافی شود.
فرهنگ فارسی
جبران شدن رسیدن پاداش چیزی یا عملی
کلمات مرتبط
تلاقی افتادن
تلافی
تلافی درآوردن
تلافی دراورده
تلافی کردن
تلافی کننده
تلافی نمودن
بدون تلافی یا عمل متقابل
جی ای جو تلافی
نظرات