Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تقیه

تلفظ بین المللی : /taq1ˈije/ تلفظ :‌ [taq1'ije]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • تقیه بنت غیث
  • تقیه کردن
  • تقیه از دیدگاه شیعیان
  • تقیه صوریه
  • تقیه ابراهیم
  • تقیه از نگاه شیعه
  • تقیه اصحاب کهف
  • تقیه در ایمان
  • تقیه در عمل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

( تقیة ) تقیة. [ ت َ قی ی َ ] ( ع مص ) پرهیز کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب ). || پرهیزکاری. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). پنهان کردن مذهب خویش. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). و رجوع به خاندان نوبختی ص 59 و 66 و 75 شود. آوردن بزبان از روی صلاح وقت چیزی را که در دل غیر آن باشد. ( ناظم الاطباء ). خودداری از اظهار عقیده و مذهب خویش در مواردی که ضرر مالی یا جانی یا ...

فرهنگ عمید

۱. (فقه ) خودداری از اظهار عقیده و مذهب، یا تظاهر برخلاف عقیده.
۲. (فقه ) خود را هم مذهب دیگران نشان دادن برای حفظ جان.
۳. [قدیمی] پرهیزکاری.
۴. [قدیمی] پرهیز کردن.

فرهنگ معین

(تَ یِّ ) [ ع . تقیة ] (مص ل . ) ۱ - پرهیز کردن . ۲ - خودداری از آشکار کردن مذهب خویش برای حفظ جان .

دانشنامه آزاد فارسی

تَقیّهاصطلاحی در کلام و فقه اسلامی به معنای پنهان کردن حق و مخفی نگاه داشتن اعتقاد به آن در برابر مخالفان به منظور اجتناب از ضرر. تقیه کننده، برخلاف منافق، در باطن به حق اعتقاد دارد. این واژه به صورت فعل در آل عمران، ۲۸ به کار رفته است. به نظر شیعیان تقیه جایز و گاه واجب و در مواردی نیز حرام است. آنان برای صحت تقیه از قرآن (بقره، ۱۷۳؛ ۱۸۵؛ ۱۹۵؛ آل عمران، ۲۸؛ نحل، ۱۱۵؛ انعام، ۱۴۵؛ حج، ۷۸) و حدیث و ...

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) پرهیز کردن خودداری کردن . ۲ - ( اسم ) پرهیزگاری خود داری . ۳ - خودداری از اظهار عقیده و مذهب خویش در مواردی که ضرر مالی یا جانی یا عرضی متوجه شخص باشد .

دانشنامه عمومی

دین پوشی، باورپوشی.

تقیّه (در لغت به معنای تقوی به معنی پرهیز و نگهبانی) لفظی اسلامی است در اشاره به دورویی پیشگیرانه یا انکار باور و تقید مذهبی در مواجهه با آزار. لفظ دیگری که به این مفهوم اشاره دارد، کتمان (در لغت به معنای پوشاندن) معنای خاص تر دورویی از طریق سکوت یا بی توجهی را می دهد.نبودر شیعه که در آن مؤمنین مجازند وقتی در معرض تهدید آزار یا اضطرار قرار گرفتند باور خود را مخفی کنند، بر...

مترادف و متضاد

reservation (اسم)
ذخیره، شرط، قید، احتیاط، ملاحظه، استثناء، کتمان، تقیه، قطعه زمین اختصاصی

دانشنامه اسلامی

[ویکی شیعه] تَقیه ابراز عقیده یا انجام دادن کاری بر خلاف نظر قلبی خود به دلایلی خاص است. ادله قرآنی، روایی و عقلی بر جواز تقیه دلالت دارند.بحث تقیه در قرون نخستین هجری از مباحث متداول کلامی و فقهی بوده است. در ماجرای محنت در عصر مأمون، بنا به نقل مورخان، برخی دانشمندان اسلامی به سبب تهدید و ارعاب خلیفه، مجبور به پذیرفتن ظاهری نظریه خلقِ قرآن شدند که می توان آن را مصداق تقیه دانست.شیعیان بیش از سای...

کلمات مرتبط

  • تقیه بنت غیث
  • تقیه کردن
  • تقیه از دیدگاه شیعیان
  • تقیه صوریه
  • تقیه ابراهیم
  • تقیه از نگاه شیعه
  • تقیه اصحاب کهف
  • تقیه در ایمان
  • تقیه در عمل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات