تقدیم. [ ت َ ] ( ع مص ) در پیش شدن و فرمودن. ( تاج المصادر بیهقی ). در پیش شدن. ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( آنندراج ). پیش درآمدن ، منه قوله تعالی : لا تقدموا بین یدی اﷲ و رسوله. ( قرآن 1/49 ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). پیش درآمدگی و پیش روی و پیش آمدگی. ( از ناظم الاطباء ). فراپیش شدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || پیش فرستادن کسی را. ( منتهی الارب...
فرهنگ عمید
۱. پیش انداختن، جلو بردن، پیش فرستادن، مقدم داشتن. ۲. پیشکش کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - پیشکش کردن ، هدیه دادن . ۲ - پیش انداختن .
فرهنگ فارسی
پیش انداختن، جلوبردن، پیش فرستادن، مقدم داشتن ۱ - ( مصدر ) پیشکش کردن هدیه دادن . ۲ - پیش افکندن فرا پیش کردن پیش انداختن . ۳ - ( اسم ) پیشکش . جمع : تقدیمات . یا تقدیم و تاخیر . پیش و پس داشتن .
present (اسم)بخشش، سفته، تحفه، اهداء، عطا، عطیه، هدیه، پیشکش، ره اورد، تقدیم، زمان حال، زمان حاضر، سو...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] پیش انداختن را تقدیم گویند و از آن به مناسبت در بابهایی نظیر طهارت، صلات و حج سخن گفته شده است؛ در ذیل به حکم تکلیفی و وضعی تقدیم پرداخته می شود.تقدیم یا واجب است یا حرام یا مستحب و یا مباح.← تقدیم واجبتقدیم عملی که باید مؤخّر شود گاه تنها مشمول حکم تکلیفی یعنی حرمت است و حکم وضعی ندارد، مانند تقدیم ذبح بر رمی در روز عید قربان برای حاجی ـ بنابر قول به وجوب ترتیب بین اعمال روز عید ـ که ا...