تقدم. [ ت َ ق َدْ دُ ] ( ع مص ) در پیش شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). پیش آمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پیش شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || بسیار پیشی نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پیشی گرفتن از قوم. || مقدم بودن. ( ازاقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ). سبقت و پیش روی و برتری...
فرهنگ عمید
۱. پیش افتادن، جلو رفتن. ۲. پیشی داشتن، پیش بودن از دیگران.
فرهنگ معین
(تَ قَ دُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) پیش افتادن ، جلو رفتن .
فرهنگ فارسی
پیش افتادن، جلورفتن، پیشی داشتن، پیش بودن ۱ - ( مصدر ) پیش افتادنفرا پیش شدن پیش رفتن جلو رفتن . ۲ -( اسم ) پیشی . جمع : تقدمات . یا حق تقدم . حق پیش افتادن .
۱. اولویت، برتری، پیشدستی، پیشی، ترجیح، رجحان، سبق، مزیت ≠ تاخر ۲. پیش افتادن، پیش بودن، پیش رفتن، جلو رفتن، پیشی جستن، پیشی گرفتن
lead (اسم)راهنمایی، سبقت، رهبری، تقدم، سر پوش، مدرک، هدایت، راه آب، سرب، شاقول گلوله، پیش افتprecession (اسم)پیش روی، سبقت، تقدم، انحراف مسیر، تغییر جهت محور جسم گردندantecedence (اسم)پیش ر...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی یَتَأَخَّرَ: که تأخیر پیدا کند - که عقب بیفتد (منظور از تقدم ،در عبارت "إِنَّهَا لَإِحْدَی ﭐلْکُبَرِ نَذِیراً لِّلْبَشَرِ لِمَن شَاءَ مِنکُمْ أَن یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ " پیروی کردن از حق است که مصداق خارجیش ایمان و اطاعت است ، و منظور از تاخر ، پیروی نکردن...معنی مُّفْرَطُونَ: پیشگامان ( فرط و یا افرط در اصل معنایش تقدم و جلو آمدن است و افراط به معنای اسراف و زیادهروی در ...