معانی کلمه : تفریط
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کوتاهی کردن در کاری.
۲. اظهار عجز کردن در کاری.
۳. بیهوده ساختن، ضایع کردن.
۴. تلف کردن مال.
۲. اظهار عجز کردن در کاری.
۳. بیهوده ساختن، ضایع کردن.
۴. تلف کردن مال.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) کوتاهی کردن ، ضایع کردن .
فرهنگ فارسی
کوتاهی کردن درکاری، بیهوده ساختن، ضایع کردن
۱ - ( مصدر ) کوتاهی کردن کوتاه آمدن مقابل افراط . توضیح (( افراط ) ) زیاده روی کردن و(( تفریط ) ) کوتاه آمدن است . ۲ - تباه کردن بر باد دادن ضایع ساختن . ۳ - دست کشیدن از کار که بموجب قرار داد یا بر حسب عرف و عادت برای حفاظت مال غیر لازم است . ۴ -( اسم ) کوتاهی . ۵ - تباهی . جمع : تفریطات .
۱ - ( مصدر ) کوتاهی کردن کوتاه آمدن مقابل افراط . توضیح (( افراط ) ) زیاده روی کردن و(( تفریط ) ) کوتاه آمدن است . ۲ - تباه کردن بر باد دادن ضایع ساختن . ۳ - دست کشیدن از کار که بموجب قرار داد یا بر حسب عرف و عادت برای حفاظت مال غیر لازم است . ۴ -( اسم ) کوتاهی . ۵ - تباهی . جمع : تفریطات .
دانشنامه عمومی
(پیشنهاد کاربران) کم رَوی.
مترادف و متضاد
فعل ≠ افراط
اسراف، افراط، تبذیر، زیادهروی، کوتاهی، ولخرجی ≠ تباهی، تضییع، ضایعسازی
۱. اسراف، افراط، تبذیر، زیادهروی، کوتاهی، ولخرجی ≠ افراط
۲. تباهی، تضییع، ضایعسازی
۳. کوتاه آمدن، کوتاهی کردن
۴. برباد دادن، تباه کردن، تلف کردن، ضایع ساختن
