تنیده#NAME?
سرخشده از حرارت آتش؛ تافته؛ گداخته: ◻︎ به دست آهن تفته کردن خمیر / بِه از دستبرسینه پیش امیر (سعدی۲: ۸۳).
(تَ تِ) (ص مف .) 1 - بسیار گرم شده . 2 - گداخته شده .
(تَ تِ یا تَ) 1 - (اِمف .) تابیده . 2 - (اِ.) تار عنکبوت .
کوبیده و له شده
اسم
تبدار
برافروخته
آزرده، مکدر، ملول
تار عنکبوت، پرده عنکبوت
تافته، داغ، سوزان، گداخته
۱. تافته، داغ، سوزان، گداخته
۲. تبدار
۳. آزرده، مکدر، ملول
۴. برافروخته
۵. تار عنکبوت، پرده عنکبوت
برافروخته