معانی کلمه : تغییر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. از حالی به حالی برگردانیدن، دگرگون کردن.
۲. دگرگون شدن، از حالی به حالی دیگر درآمدن.
۲. دگرگون شدن، از حالی به حالی دیگر درآمدن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) دیگرگون ساختن . ۲ - (اِمص . ) گردش ، دگرگونی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دگرگونی
۱ -( مصدر ) گردانیدن دیگر کردن دیگرگون ساختن . ۲ -( اسم ) گردش دیگرگونی . جمع : تغییرات .
از حال بگردانیدن
۱ -( مصدر ) گردانیدن دیگر کردن دیگرگون ساختن . ۲ -( اسم ) گردش دیگرگونی . جمع : تغییرات .
از حال بگردانیدن
دانشنامه عمومی
دگرشد، دگرش
مترادف و متضاد
استحاله، انقلاب، تبدل، تبدیل، تحول، تطور، تعویض، دگرگونی، مسخ ≠ تثبیت
۱. استحاله، انقلاب، تبدل، تبدیل، تحول، تطور، تعویض، دگرگونی، مسخ ≠ تثبیت
۲. عدول، برگشت، عقبگرد
فرهنگ فارسی ساره
دگرگونی، دگرش، دگردیس
واژه نامه بختیاریکا
( تغییر ( در جهت وخامت ) ) چُهرِستِن؛ چُر شدن
دَرگرت؛ آر و ور؛ دَگِشت؛ آلش دگاش؛ آلِشت
دَرگرت؛ آر و ور؛ دَگِشت؛ آلش دگاش؛ آلِشت
