تغمد. [ ت َ غ َم ْ م ُ ] ( ع مص ) فروپوشیدن و پنهان داشتن و منه ُ تغمداﷲ برحمته ؛ ای غمره بها و تغمد فلاناً؛ ای ستر ماکان منه ُ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). گناه پوشیدن و جز آن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). غریق رحمت کردن حق تعالی بنده راو گناه و عیب و جز آن را پوشیدن. ( آنندراج ): تغمد اﷲ برحمته ؛ فروپوشاند او را خدای تعالی به بخشایش خویش. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). تغ...
فرهنگ عمید
۱. فروپوشیدن، پوشاندن. ۲. پوشاندن عیب و گناه و جز آن. ۳. پر کردن ظرف.
فرهنگ معین
(تَ غَ مُّ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - پوشاندن ، فروپوشیدن . ۲ - ظرف را پر کردن .