کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تعمدا | کلماتور
معانی کلمه : تعمدا
تلفظ بین المللی :
/tˌaʔammˈodan/
تلفظ :
[t,a?amm'odan t,a?amm'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تعمداً
ذخیرۀ تخمدانی
ذخیرۀ تخمدانی کارکردی
ذخیرۀ تخمدانی کل
زی داربست تخمدان
محتمل ترین تعداد
نشانگان بیش تحریکی تخمدان
با تعداد زیادتر تفوق یافتن بر
بی تخمدان کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
( تعمداً )
تعمداً. [ ت َ ع َم ْ م ُ دَن ْ ]( ق ) دیده و دانسته و از روی قصد و بقصد و با اراده.( ناظم الاطباء ). قاصداً. عامداً. متعمداً. عالماً.
فرهنگ معین
( تعمداً )
(تَ عَ مُّ دَ نْ ) [ ع . ] (ق . ) آگاهانه ، دانسته .
فرهنگ فارسی
دیده و دانسته بعمد .
دیده و دانسته و از روی قصد و بقصد و با اراده
مترادف و متضاد
deliberately
(قید)
عمدا، تعمدا
کلمات مرتبط
تعمداً
ذخیرۀ تخمدانی
ذخیرۀ تخمدانی کارکردی
ذخیرۀ تخمدانی کل
زی داربست تخمدان
محتمل ترین تعداد
نشانگان بیش تحریکی تخمدان
با تعداد زیادتر تفوق یافتن بر
بی تخمدان کردن
نظرات