Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تعلیم کردن

تلفظ بین المللی : /tˈaʔlim kˈardan/ تلفظ :‌ [t'a?lim k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تسلیم دشمن کردن
  • تسلیم کردن
  • تسلیم کردن یا شدن
  • تعظیم کردن
  • تعلیق کردن
  • جان بجان آفرین تسلیم کردن
  • تالیف و تصنیف کردن
  • تبلیغ کردن
  • تألیف کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تعلیم کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آموزانیدن. آموختن چیزی را به کسی. بیاگاهانیدن : زلف تو کیست که او بیم کند چشم ترایا کئی تو که کنی بیم کسی را تعلیم.ابوحنیفه اسکافی ( از تاریخ بیهقی ).در وزیری نکنی جز همه حرّی تلقین در ندیمی نکنی جز همه رادی تعلیم.فرخی.ترا به روز عطا دادن و به روز وغاسخا کند تعلیم و هنر کند تلقین.فرخی ( دیوان ص 296 ).گر تو خواهی که حج کنی پس از این این چنین کن که کردمت تعلیم....

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تعلیم دادن .

کلمات مرتبط

  • تسلیم دشمن کردن
  • تسلیم کردن
  • تسلیم کردن یا شدن
  • تعظیم کردن
  • تعلیق کردن
  • جان بجان آفرین تسلیم کردن
  • تالیف و تصنیف کردن
  • تبلیغ کردن
  • تألیف کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات