Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تعلل

تلفظ بین المللی : /taʔˈallol/ تلفظ :‌ [ta?'allol]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • تعلل ورزیدن
  • تعلل کردن
  • تعلل آوردن
  • تعلل اوردن
  • طفره و تعلل
  • کسیکه در رفتن تعلل کند
  • التعلیقات
  • سامانۀ تعلیق
  • سامانۀ تعلیق هوایی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

تعلل. [ ت َ ع َل ْ ل ُ ] ( ع مص ) مشغول داشتن در کار یابسنده کردن به آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). مشغول شدن به کاری. ( آنندراج ). || روزگار گذاشتن و به چیزی بهانه کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). بهانه کردن. ( زوزنی ) ( دهار ). علت انگیختن و سبب پرسیدن و معنی تأخیر و بهانه جویی از آن مراد باشد.... حجت انگیختن و چون حجت باعث درنگ باشدو تأخیر میشود لهذا مجازاً بمعنی درنگ و...

فرهنگ عمید

۱. علت تراشیدن، بهانه آوردن.
۲. [مجاز] درنگ کردن.
۳. خود را به چیزی سرگرم ساختن.

فرهنگ معین

(تَ عَ لُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - درنگ کردن . ۲ - بهانه آوردن .

فرهنگ فارسی

علت تراشیدن، بهانه آوردن، درنگ کردن، سرگرم کردن
۱ - ( مصدر ) بهانه کردن بهانه آوردن بهانه جستن . ۲ - درنگ کردن . ۳ - ( اسم ) بهانه جویی . جمع تعللات .

دانشنامه عمومی

درنگ، صبر.

تعلل یا فردا فکنی یا اهمال کاری (به انگلیسی: procrastination) به تعویق انداختن مداوم کارها را گویند و ساز و کاری است که فرد وظایف خود را به طور متوالی به زمان و روز دیگری معوق می کند و به جای انجام آن ها به امور جزئی دیگر می پردازد.پرهیز از مواجهه یک روش دفاعی که در آن شخص از قرار گرفتن در شرایط استرس زا می پرهیزد.حواس پرتی یا عوامل ناشی از اختلال کم توجهی - بیش فعالیکم پنداری، از...

مترادف و متضاد

درنگ کردن، طفره رفتن

بهانه آوردن، بهانه کردن، بهانه تراشی کردن، بهانه جستن

اهمال، بهانه‌جویی، بهانه‌تراشی، تاخیر، تکاهل، درنگ، سستی، طفره، کوتاهی، مسامحه

۱. اهمال، بهانهجویی، بهانهتراشی، تاخیر، تکاهل، درنگ، سستی، طفره، کوتاهی، مسامحه
۲. بهانه آوردن، بهانه کردن، بهانه تراشی کردن، بهانه جستن
۳. درنگ کردن، طفره رفتن

cunctation (اسم)مکی، تعلل، تاخیر، قصور، تعویقdela...

واژه نامه بختیاریکا

پاسِر پاسِر؛ پا پا؛ پَسه پَسِه؛ دِپ دِپ؛ سِنگ سنگ؛ سپ سپ؛ کِند کند

کلمات مرتبط

  • تعلل ورزیدن
  • تعلل کردن
  • تعلل آوردن
  • تعلل اوردن
  • طفره و تعلل
  • کسیکه در رفتن تعلل کند
  • التعلیقات
  • سامانۀ تعلیق
  • سامانۀ تعلیق هوایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات