Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تعفن کردن

تلفظ بین المللی : /taʔˈaffon kˈardan/ تلفظ :‌ [ta?'affon k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • از راه دور تلفن کردن
  • تلفن کردن
  • تعفن
  • تعفن داشتن
  • راهنمای تلفن
  • رخنه گر تلفن
  • شبکۀ عمومی تلفن
  • فراهم ساز خدمات تلفن اینترنتی
  • فرستندۀ تلفن رادیویی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تعفن کردن. [ ت َ ع َف ْ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گندیده شدن و بوی گند کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعفن شود.

فرهنگ فارسی

گندیده شدن

کلمات مرتبط

  • از راه دور تلفن کردن
  • تلفن کردن
  • تعفن
  • تعفن داشتن
  • راهنمای تلفن
  • رخنه گر تلفن
  • شبکۀ عمومی تلفن
  • فراهم ساز خدمات تلفن اینترنتی
  • فرستندۀ تلفن رادیویی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات