معانی کلمه : تعزیه
لغت نامه دهخدا
تعزیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) تعزیت . رجوع به همین کلمه شود.
فرهنگ عمید
۱. روضه خوانی، عزاداری، و برپا داشتن مجلس عزا برای هریک از امامان، مخصوصاً امام حسین.
۲. (اسم ) نمایشی با کلام منظوم یا آهنگین که مصائب ائمه به ویژه امام حسین را به تصویر می کشد.
۲. (اسم ) نمایشی با کلام منظوم یا آهنگین که مصائب ائمه به ویژه امام حسین را به تصویر می کشد.
فرهنگ معین
(تَ یِ ) [ ع . تعزیة ] (مص م . ) عزاداری کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱ -( مصدر ) تعزیت.عزا داری کردن( مطلقا ). ۲- بر پا داشتن مجلس عزا برای حسین بن علی علیه السلام ( مخصوصا ) . ۳ - نمایش دادن وقایع کربلا و حوادثی که بر سر بعض ائمه آمده . ۴ - ( اسم ) نمایش مذهبی شبیه خوانی .
تعزیت
تعزیت
دانشنامه عمومی
نقل قول
مترادف و متضاد
شبیهخوانی، نمایش مذهبی
سوگواری کردن، عزاداری کردن، نوحهسرایی کردن
روضه، روضهخوانی، سوگواری، عزاداری، ماتمداری، مرثیه، نوحهسرایی
۱. روضه، روضهخوانی، سوگواری، عزاداری، ماتمداری، مرثیه، نوحهسرایی
۲. سوگواری کردن، عزاداری کردن، نوحهسرایی کردن
۳. شبیهخوانی، نمایش مذهبی
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
سوگیاد
