کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تعزز
تلفظ بین المللی :
/taʔˈazzoz/
تلفظ :
[ta?'azzoz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
علوی تعزی
علی تعزی
تعزیت امیز
تعزیتداری
تعزیر کردن
تعز
تعزب
تعزی
تعزیرات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تعزز. [ ت َ ع َزْزُ ] ( ع مص ) عزیز شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). ارجمند گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تشرف. ( اقرب الموارد ). || تنگ شدن سوراخ پستان اشتر. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سخت شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). سخت و درشت گردیدن گوشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج...
فرهنگ عمید
عزیز شدن، گرامی شدن، ارجمند شدن.
فرهنگ فارسی
عزیز شدن ارجمند گردید
مترادف و متضاد
ارجمند شدن، عزیز شدن، گرامی شدن، عزت یافتن
کلمات مرتبط
علوی تعزی
علی تعزی
تعزیت امیز
تعزیتداری
تعزیر کردن
تعز
تعزب
تعزی
تعزیرات
نظرات