Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تعذیر

تلفظ بین المللی : /tˈaʔzir/ تلفظ :‌ [t'a?ziR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • راهنمای تعمیرات سازه
  • احتیاج به تعمیر
  • بد تعبیر کردن
  • تد تعبیر کردن
  • تبذیر کردن
  • تحذیر کردن
  • تحذیر کننده
  • تعبیر دراوردن
  • تعبیر شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تعذیر. [ ت َ ] ( ع مص ) ثابت نشدن کسی را عذری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || عذر بدروغ آوردن. ( زوزنی ). عذر آوردن. ( آنندراج ). || مبالغه کردن در عذر کسی. ( از اقرب الموارد ). || دمیدن سبزه رخسار غلام. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مو بر عذار کودک برآمدن. ( از آنندراج ). دمیدن موی بناگوش پسر. ( از اقرب الموارد ). || به عذره بیالودن. ( زوزنی ). آلودن چیزی را به پلیدی...

فرهنگ عمید

۱. عذر آوردن، بهانه ساختن.
۲. کوتاهی کردن در امری.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص ل . ) عذر آوردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عذر آوردن بهانه تراشیدن .

مترادف و متضاد

بهانه آوردن، بهانه تراشی کردن، بهانه ساختن، عذر آوردن، عذرتراشی کردن


کلمات مرتبط

  • راهنمای تعمیرات سازه
  • احتیاج به تعمیر
  • بد تعبیر کردن
  • تد تعبیر کردن
  • تبذیر کردن
  • تحذیر کردن
  • تحذیر کننده
  • تعبیر دراوردن
  • تعبیر شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات