معانی کلمه : تعذیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. عذر آوردن، بهانه ساختن.
۲. کوتاهی کردن در امری.
۲. کوتاهی کردن در امری.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص ل . ) عذر آوردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) عذر آوردن بهانه تراشیدن .
مترادف و متضاد
بهانه آوردن، بهانه تراشی کردن، بهانه ساختن، عذر آوردن، عذرتراشی کردن
