Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تعدیل

تلفظ بین المللی : /tˈaʔdil/ تلفظ :‌ [t'a?dil]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • تعدیل و تنظیم غلط
  • تعدیل پذیر
  • تعدیل کردن
  • تعدیل کننده
  • تعدیل بار
  • تعدیل رژیم غذایی
  • تعدیل فصلی
  • تعدیل هم ایستایی
  • تعدیل ارکان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تعدیل. [ ت َ ] ( ع مص ) راست کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). راست کردن. یقال :عدل الحکم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). راست و درست کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). راست کردن چیز یا حکمی. ( از اقرب الموارد ). راستی و درستی و برابری و صحت و عدالت. ( ناظم الاطباء ). || عدل خواندن. ( تاج المصادر بیهقی ). عادل خواندن. ( زوزنی ). شایسته گواهی گرد...

فرهنگ عمید

۱. راست کردن.
۲. برابر کردن، دو چیز را با هم مساوی کردن.
۳. هم وزن کردن.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) راست کردن ، معتدل کردن . ۲ - (اِمص . ) تقسیم کردن از روی عدالت . ۳ - راست کار خواندن ، پارسا داشتن . ۴ - کم کردن .

فرهنگ فارسی

روشی آماری برای دست یافتن به سنجه‌های قابل‌مقایسه در جمعیت‌هایی که از حیث متغیرهای دیگر با هم متفاوت‌اند

راست کردن، برابرکردن، هموزن کردن، مساوی کردن
۱ - ( مصدر ) راست کردن معتدل کردن بحد وسط آوردن . ۲ - تقسیم کردن از روی عدالت.۳ - راستکار خواندن پارسا داشتن . جمع : تعدیلات .

دانشنامه عمومی

تعدیل (انگلیسی: The Levelling) یک فیلم درام به کارگردانی هوپ دیکسن لیچ است که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به الی کندریک اشاره کرد.۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶ (۲۰۱۶-09-۱۰) (TIFF)۷ اکتبر ۲۰۱۶ (۲۰۱۶-10-۰۷) (پادشاهی متحده)wiki: تعدیل...

مترادف و متضاد

معادل کردن

برابر ساختن

متعادل‌سازی

۱. متعادلسازی
۲. برابر ساختن
۳. معادل کردن

adjustment (اسم)تطبیق، تنظیم، تعدیل، اصلاح، میزان، تسویه، اسباب تنظیم، الت تعدیلsettlement (اسم)مسکن، توافق، تعدیل، تسویه، تصفیه، ته نشینی، پرداخت، واریز، کلنی، زیست گاهregulation (اسم)تنظیم، تعدیل، دستور، ایین نامه، قانون، قاعده، مقررهmodification (اسم)تعدیل، اصلاح، تصرف، پیرایش، تغیی...

فرهنگستان زبان و ادب

{adjustment} [علوم سلامت] روشی آماری برای دست یافتن به سنجه های قابل مقایسه در جمعیت هایی که از حیث متغیرهای دیگر با هم متفاوت اند

کلمات مرتبط

  • تعدیل و تنظیم غلط
  • تعدیل پذیر
  • تعدیل کردن
  • تعدیل کننده
  • تعدیل بار
  • تعدیل رژیم غذایی
  • تعدیل فصلی
  • تعدیل هم ایستایی
  • تعدیل ارکان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات