معانی کلمه : تطور
لغت نامه دهخدا
تطور. [ ت َ طَوْ وُ ] ( ع مص ) تنوع و قسم قسم بودن. این لفظ در کتب لغت معتبر عربی نیست لیکن در عربی جدید «؟» استعمال شده و در فارسی هم استعمال گشته. ( فرهنگ نظام ).
فرهنگ عمید
۱. گونه گونه شدن، جوربه جور شدن، گوناگون و حال به حال شدن.
۲. (اسم ) نظریه ای دربارۀ تکوین، ارتقا، و تکامل جانداران و گیاهان که طبق آن نخستین موجودات جاندار از نوع واحد بوده و بنابر قوانین طبیعی در طی میلیون ها سال تنوع پیدا شده و نوع های مختلف به مرور زمان تکامل یافته و به صورت جانداران کنونی درآمده اند.
۲. (اسم ) نظریه ای دربارۀ تکوین، ارتقا، و تکامل جانداران و گیاهان که طبق آن نخستین موجودات جاندار از نوع واحد بوده و بنابر قوانین طبیعی در طی میلیون ها سال تنوع پیدا شده و نوع های مختلف به مرور زمان تکامل یافته و به صورت جانداران کنونی درآمده اند.
فرهنگ معین
(تَ طَ وُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) گونه گونه شدن ، حال به حال شدن .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:تکامل
wikijoo: تطور
فرهنگ فارسی
گونه گونه شدن، جوربجورشدن، گوناگون وحال به حال
۱-( مصدر ) گونه گونه شدنگوناگون گشتن حال بحال شدن . ۲ - ( اسم ) گوناگونی . جمع : تطورات .
۱-( مصدر ) گونه گونه شدنگوناگون گشتن حال بحال شدن . ۲ - ( اسم ) گوناگونی . جمع : تطورات .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
گونهگون شدن، دگرگونی یافتن
تحول، تغییر، دگرسانی، دگرگونی، گونهگونی
۱. تحول، تغییر، دگرسانی، دگرگونی، گونهگونی
۲. گونهگون شدن، دگرگونی یافتن
کلمات مرتبط
- تطور البحث الدلالی دراسه تطبیقیه فی القران الکریم
- تطور البحث الدلالی فی القران
- تطور المصطلح النحوی البصری من سیبویه حتى الزمخشری
- تطور المصطلح النحوی البصری من سیبویه حتی الزمخشری
- تطور مشکله الفصاحه و التحلیل البلاغی و موسیقی الشعر
- تطور کتب فقه القران
- عاری از تطور و الهام
- حدیث اسلامی خاستگاه ها و سیر تطور
- سیر تطور قواعد فقهی
