Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تطرف

تلفظ بین المللی : /tatˈarrof/ تلفظ :‌ [tat'aRRof]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • التعرف
  • شرح تعرف
  • سیگنال تصرف
  • صاحب تصرف
  • نشانک تصرف
  • افسر ترفیع یافته
  • از تصرف خارج کردن
  • از تصرف محروم کردن
  • بی تشرفات
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تطرف. [ ت َ طَرْ رُ ] ( ع مص ) نو گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ). گزیدن چیزی را. ( از ذیل اقرب الموارد ). || در اطراف چراگاه چریدن ناقه و نیامیختن با دیگران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || از حد اعتدال گذشتن در مسأله ای. || آمدن به طرف. || گرفتن از اطراف چیزی. تحیف. || غارت بردن. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

نو گرفتن در اطراف چراگاه چریدن ناقه و نیامیختن با دیگران

کلمات مرتبط

  • التعرف
  • شرح تعرف
  • سیگنال تصرف
  • صاحب تصرف
  • نشانک تصرف
  • افسر ترفیع یافته
  • از تصرف خارج کردن
  • از تصرف محروم کردن
  • بی تشرفات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات