Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تضویح

تلفظ بین المللی : /tˈazvih/ تلفظ :‌ [t'azvih]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • التلویحات
  • نشست توضیحی
  • با توضیح روشن کردن
  • بدون توضیح
  • تاریخچه یا توضیح کتب
  • تلویحا فهمانده شده
  • تلویحا گفتن
  • تلویحی
  • توضیح اصول عقاید
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تضویح. [ ت َض ْ ] ( ع مص ) نوشانیدن کسی را شیر تنک به آب آمیخته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || آمیختن شیر را با آب. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تضییح شود.

فرهنگ فارسی

نوشانیدن کسی را شیر تنگ به آب آمیخته . یا آمیختن شیر را با آب .

کلمات مرتبط

  • التلویحات
  • نشست توضیحی
  • با توضیح روشن کردن
  • بدون توضیح
  • تاریخچه یا توضیح کتب
  • تلویحا فهمانده شده
  • تلویحا گفتن
  • تلویحی
  • توضیح اصول عقاید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات