معانی کلمه : تضمین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. برعهده گرفتن تاوان و غرامت، تاوان دادن.
۲. در پناه خود درآوردن.
۳. چیزی را در ظرفی قرار دادن، گنجانیدن.
۴. (ادبی ) آوردن یک بیت یا مصراع از شاعر دیگر در شعر خود. اگر آن شعر از شاعر معروفی باشد حاجت به بردن نام او نیست والا باید به نام گویندۀ آن اشاره کرد.
۲. در پناه خود درآوردن.
۳. چیزی را در ظرفی قرار دادن، گنجانیدن.
۴. (ادبی ) آوردن یک بیت یا مصراع از شاعر دیگر در شعر خود. اگر آن شعر از شاعر معروفی باشد حاجت به بردن نام او نیست والا باید به نام گویندۀ آن اشاره کرد.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - بر عهده گرفتن تاوان ، ضمانت کردن . ۲ - بیتی یا مصراعی که شاعری از شاعر دیگر در شعر خود بیاورد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
تعهد سازنده یا فروشندۀ کالا در قبال خریدار برای ارائۀ خدمات پس از فروش در طی مدت مشخص متـ . ضمانت
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
پشتوانه، وثیقه
پایندانی، پذرفتاری، تعهد، ضمانت، کفالت
۱. پشتوانه، وثیقه
۲. پایندانی، پذرفتاری، تعهد، ضمانت، کفالت
۳. ضامن شدن
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
پایندانی، پشتیبان
فرهنگستان زبان و ادب
{guaranty, warranty} [عمومی] تعهد سازنده یا فروشندۀ کالا در قبال خریدار برای ارائۀ خدمات پس از فروش در طی مدت مشخص
متـ . ضمانت
