معانی کلمه : تضریب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سخت زدن.
۲. دوبه هم زنی کردن، فتنه انگیختن.
۳. چیزی را با چیزی دیگر مخلوط کردن.
۲. دوبه هم زنی کردن، فتنه انگیختن.
۳. چیزی را با چیزی دیگر مخلوط کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - سخن چینی کردن . ۲ - فتنه انگیختن .
فرهنگ فارسی
سخت زدن، دوبهم زنی کردن، فتنه انگیختن، مخلوط
۱ - ( مصدر ) سخت زدن ۲ . - میان دو تن را بهم زدن فتنه انگیختن سخن چینی کردن . ۳ - ( اسم ) سخن چنی دو بهم زنی . جمع : تضریبات .
۱ - ( مصدر ) سخت زدن ۲ . - میان دو تن را بهم زدن فتنه انگیختن سخن چینی کردن . ۳ - ( اسم ) سخن چنی دو بهم زنی . جمع : تضریبات .
مترادف و متضاد
۱. دوبهمزنی، سخنچینی، فتنهانگیزی، نمامی
۲. سعایت کردن، سخنچینی کردن، فتنه برانگیختن
