معانی کلمه : تصاویر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تصویر#NAME?
= تصویر
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ تصویر. ۱ - صورت ها. ۲ - پرده های نقاشی .
فرهنگ فارسی
صورتها، تمثال ها، پرده هایی که صورت کسی بر آن باشد
( مصدر اسم ) جمع تصویر . ۱ - صورتها نگارها تمثالها . ۲ - پرده های نقاشی .
( مصدر اسم ) جمع تصویر . ۱ - صورتها نگارها تمثالها . ۲ - پرده های نقاشی .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
پرترهها، تصویرها، تمثالها، شمایلها، صورتها، عکسها، نقشها
