معانی کلمه : تصافی
لغت نامه دهخدا
تصافی. [ ت َ ] ( ع مص ) با یکدیگر دوستی ویژه داشتن. ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). || همدیگر را صادقانه کار کردن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص ل . ) با هم دوستی خالصانه کردن .
فرهنگ فارسی
همدیگر را صادقانه کار کردن
مترادف و متضاد
contingency (اسم)
احتمال، احتمال وقوع، تصافی
