معانی کلمه : تشیید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
استوار کردن، برافراشتن، بلند کردن دیوار یا ساختمان.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - استوار کردن . ۲ - بلند کردن ، برافراشتن .
فرهنگ فارسی
استوارکردن، برافراشتن، بلندکردن دیوار
۱-( مصدر ) استوار کردن مستحکم کرن . ۲- بلند کردن بر افراشتن ( دیواره بناو غیره ) . ۲- ( اسم ) استواری استحکام .
۱-( مصدر ) استوار کردن مستحکم کرن . ۲- بلند کردن بر افراشتن ( دیواره بناو غیره ) . ۲- ( اسم ) استواری استحکام .
مترادف و متضاد
استحکام، استوارسازی، استواری، استحکامبخشی، تقویت ≠ تضعیف
securement (اسم)
تحصیل، تامین، تشیید
۱. استحکام، استوارسازی، استواری، استحکامبخشی، تقویت ≠ تضعیف
۲. استحکام بخشیدن، استوار ساختن، تقویت کردن، مستحکم کردن
۳. بلند کردن (دیوار )
