کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تشویک | کلماتور
معانی کلمه : تشویک
تلفظ بین المللی :
/tˈaʃvik/
تلفظ :
[t'aSvik]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گشت تشویقی
بی تشویش
بدون تعجب و تشویش
بیش از حد تشویق و تحسین کردن
تشریک مساعی
تشریک مساعی کردن
تشویشی
تشویق شدن
تشویق و ترغیب کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تشویک. [ ت َش ْ ] ( ع مص ) سپید شدن کشت پیش از آنکه پراکنده گردد. || باخار گشتن. ( زوزنی ). خار برآوردن و خارناک شدن درخت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || خار بردیوار نهادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دندان اشتر برآمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). دندان نشتر شتر برآمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )...
فرهنگ عمید
۱. خار درآوردن، خاردار شدن درخت.
۲. خار بر سر دیوار گذاشتن.
۳. سیخ پَر شدن جوجه.
فرهنگ فارسی
سپید شدن کشت پیش از آنکه پراکنده گردد با خار گشتن .
کلمات مرتبط
گشت تشویقی
بی تشویش
بدون تعجب و تشویش
بیش از حد تشویق و تحسین کردن
تشریک مساعی
تشریک مساعی کردن
تشویشی
تشویق شدن
تشویق و ترغیب کردن
نظرات