Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تشریف

تلفظ بین المللی : /tˈaʃrif/ تلفظ :‌ [t'aSRif]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • تشریف آوردن
  • تشریف بردن
  • تشریف داشتن
  • تشریف اوردن
  • تشریف الایام والعصور فی سیره الملک فی المنصور و تتناول الحقبه ما بین سنتی 678 هـ ـ 689هـ
  • التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن
  • ایین تشریف
  • خطاب تشریف
  • رستوران تشریفاتی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

تشریف. [ ت َ ] ( ع مص ) بزرگوار کردن. بزرگ قدر گردانیدن. ( از اقرب الموارد ). بزرگداشت. بزرگ داشتن. بزرگوار داشتن. حرمت داشتن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : بوبشر تبانی رحمه اﷲ هم امام بزرگ بودو به روزگار سامانیان ، و ساخت زر داشت و بدان روزگار این تشریف سخت بزرگ بوده است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 195 ). فرمود تا او را [ فضل ربیع را ] هم در سرایی که اعیان نشستندی جای معین کردند و امیدوار تربیت واصطناع. ...

فرهنگ عمید

۱. شریف گردانیدن؛ بزرگ ‌داشتن؛ بلند کردن؛ بزرگوار نمودن.
۲. (اسم) خلعت.
⟨ تشریف آوردن: (مصدر لازم) آمدن. Δ به‌صورت احترام‌آمیز برای شخص دیگری به کار می‌رود.
⟨ تشریف بردن: (مصدر لازم) رفتن Δ به‌صورت احترام‌آمیز برای شخص دیگری به کار برده می‌شود.
⟨ تشریف داشتن: (مصدر لازم) حضور داشتن. Δ به‌صورت احترام‌آمیز برای شخص دیگری به کار برده می‌شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - بزرگ داشتن . ۲ - خلعت دادن .

فرهنگ فارسی

آمدن
شریف گردانیدن، بزرگ داشتن، بلندکردن، بزرگوار، نمودن، به معنی خلعت وخلعت دادن هم میگویند
۱-( مصدر ) شرف دادن شریف گردانیدن بزرگوار کردن . ۲- خلعت دادن . ۳- پذیرایی آبرومندانه کردن . ۴- ( اسم ) بزرگداشت . ۵- ( اسم ) خلعت . جمع : تشریفات . یا تشریف حضور ارزانی داشتن . آمدن ( احتراما گویند ).

مترادف و متضاد

حضور

بزرگ‌داشت

خلعت، مژدگانی ≠ خوارداشت، تحقیر

۱. خلعت، مژدگانی
۲. حضور
۳. بزرگداشت ≠ خوارداشت، تحقیر
۴. شرف دادن، شریف گردانیدن

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تشریف، حذف یا مقدم کردن چیزی به دلیل شرافت مقام آن؛ از اسباب ایجاز حذف و اسباب تقدیم است.«تشریف» از اسباب ایجاز حذف است؛ یعنی شرافت مقام، باعث حذف شود؛← مثالهمچنین تشریف، از اسباب تقدم و تاخیر نیز شمرده شده است؛ آن جا که شرافت مقام مقتضی تقدم لفظی بر لفظ دیگر باشد؛← مثالها ۱. ↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۲۳ - ۲۸. ...wikifeqh: تشریف...

کلمات مرتبط

  • تشریف آوردن
  • تشریف بردن
  • تشریف داشتن
  • تشریف اوردن
  • تشریف الایام والعصور فی سیره الملک فی المنصور و تتناول الحقبه ما بین سنتی 678 هـ ـ 689هـ
  • التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن
  • ایین تشریف
  • خطاب تشریف
  • رستوران تشریفاتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات