Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تشام

تلفظ بین المللی : /taʃˈɑm/ تلفظ :‌ [taS'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اولیویه ان تشام
  • تشامم
  • فرودگاه تشامب
  • رسم تام
  • امبویا تام
  • سینمای تام
  • عدد تام
  • غذای تام
  • فعل تام
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تشام.[ ت َ م م ] ( ع مص ) یکدیگر را بوییدن. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) ( ناظم الاطباء ): الارواح تتشام کما تتشام الخیل. ( اقرب الموارد ). و رجوع به تشامم و تشمیم شود. || در نظر حریف آمدن. ( ناظم الاطباء ). این معنی در متن دیگر دیده نشد.

فرهنگ فارسی

یکدیگر را بوییدن در نظر حریف آمدن

کلمات مرتبط

  • اولیویه ان تشام
  • تشامم
  • فرودگاه تشامب
  • رسم تام
  • امبویا تام
  • سینمای تام
  • عدد تام
  • غذای تام
  • فعل تام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات