Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تسکین

تلفظ بین المللی : /tˈaskin/ تلفظ :‌ [t'askin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • تسکین بخش
  • تسکین دادن
  • تسکین دهنده
  • تسکین ناپذیری
  • تسکین ندادنی
  • تسکین نیافتنی
  • تسکین پذیر
  • تسکین یافتن
  • تسکین گرفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

تسکین . [ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طارم علیا که در بخش سیردان شهرستان زنجان و 36 هزارگزی شمال باختری سیردان و سر راه عمومی مالرو طارم بالا به منجیل قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است و 264 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه و محصول آنجا غله و پنبه است . شغل مردم آنجا زراعت و صنایع دستی آنان گلیم و جاجیم بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2)....

فرهنگ عمید

آرام کردن، آرامش دادن.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) آرام کردن ، ساکن کردن .

فرهنگ فارسی

آرام کردن، آرامش دادن
۱ - ( مصدر ) آرام کردن ساکن کردن آرامش بخشیدن . ۲- تسلی دادن . ۳- ( اسم ) آرامش . ۴- تسلی . جمع : تسکینات .
دهی است از دهستان طارم علیا که در بخش سیردان شهرستان زنجان و ۳۶ هزار گزی شمال باختری سیردان و بر سر راه عمومی مالرو طارم بالا به منجیل قرار دارد .

دانشنامه عمومی

آرامش

تسکین (قزوین). مختصات: ۳۶°۳۲′۳۸″شمالی ۴۹°۵۶′۳۶″شرقی / ۳۶٫۵۴۳۸۶۱۱۱۱۱۱۱۱°شمالی ۴۹٫۹۴۳۳۱۱۱۱۱۱۱۱۱°شرقی / 36.5438611111111; 49.9433111111111تسکین (قزوین)، روستایی از توابع بخش رودبار شهرستان شهرستان قزوین در استان قزوین ایران است. زبان اهالی روستا تاتی و عمده محصول کشاورزیشان گندم و جو است.این روستا در دهستان دستجرد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱ نف...

فرهنگ اسم ها

اسم: تسکین (دختر) (عربی) (تلفظ: taskin) (فارسی: تَسکین) (انگلیسی: taskin)
معنی: ساکن و آرام قرار دادن کسی را

مترادف و متضاد

فروکش

دلجویی

تسلی بخشیدن، تسلی دادن

آرامش بخشیدن، آرام کردن

آرامش، التیام، تخفیف، تسلی

۱. آرامش، التیام، تخفیف، تسلی
۲. دلجویی
۳. فروکش
۴. آرامش بخشیدن، آرام کردن
۵. تسلی بخشیدن، تسلی دادن

conciliation (اسم)توافق، مصالحه، تسکین، اشتیplacation (اسم)وفق، تسکین، اشتیappeasement (اسم)دلجویی، تسکین، فرونشانیmollification (اسم)دلجویی، تسکین، فت...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تسکین (شاعران). تَسْکین، نام یا تخلص چند تن از شاعران و ادیبان پارسی گوی در شبه قاره هند، در سده های ۱۱-۱۳ق/۱۷-۱۹م است.میرزا فتحعلی تسکین تبریزی، که تبریزی الاصل بود، آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة، ج۹، ص۱۷۰. میرمحمدحسین تسکین، در روزگار محمدپادشاه (حک ۱۱۳۱-۱۱۶۱ق/۱۷۱۹-۱۷۴۷م) می زیست و با محمد اکرام قادری مصاحبت داشت. تسکین صاحب یک مثنوی به نام شمع محافل بود که تاریخ سرودن آن به ۱...

فرهنگ فارسی ساره

آرامش

واژه نامه بختیاریکا

لِس

کلمات مرتبط

  • تسکین بخش
  • تسکین دادن
  • تسکین دهنده
  • تسکین ناپذیری
  • تسکین ندادنی
  • تسکین نیافتنی
  • تسکین پذیر
  • تسکین یافتن
  • تسکین گرفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات