تسلسل. [ت َ س َ س ُ ] ( ع مص ) پیوسته رفتن آب و آنچه بدان ماند. ( زوزنی ). در هم پیوسته روان شدن آب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). پیوسته شدن و روان شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || اتصال و پیوستگی بهم مانند زنجیر. زنجیربندی و توالی و انتظام و هر امری که وجود آن موقوف به وجود دیگری باشد. ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح فلسفه ) عبارت است از و...
فرهنگ عمید
پیوسته شدن؛ پیدرپی شدن؛ به هم پیوسته بودن، مانند زنجیر. 〈 تسلسل افکار: = تداعی 〈 تداعی معانی
پیوسته شدن، پی درپی شدن، به هم پیوسته بودن، مانند زنجیر. * تسلسل افکار: = تداعی * تداعی معانی
فرهنگ معین
(تَ سَ سُ ) [ ع . ] (مص ل . ) پیوسته شدن ، پشت سر هم بودن .
دانشنامه آزاد فارسی
تَسَلسُلدر اصطلاح فلسفه، ترتّب امور نامتناهی. در سه مورد به کار رفته است: ۱. تسلسل امور اعتباری که به اعتبار شخص اعتبارکننده تا لحظه ای که به اعتبار خود بپردازد، ادامه می یابد، مانند اعتبار وجود داشتن در وجود خارجی یا امکان در ممکن الوجود خارجی؛ ۲. تسلسل در زمانیات، مانند اعتبار زمان در ازل یا ابد که شخص قادر به اعتبار زمانی قبل یا پس از آن است؛ ۳. تسلسل در امور علّی و معلولی، که هرگاه از معلول به...
فرهنگ فارسی
پیوسته شدن، پی درپی شدن، پیوسته بهم بودن ۱-( مصدر ) پیوسته شدن پشت سر هم بودن پی در پی بودن . ۲-( اسم ) بهم پیوستگی ترتیب امور غیر متناهی بنحوی که مرتب. سابق بر مرتب. لا حق مترتب باشد. جمع : تسلسلات .
دانشنامه عمومی
تسلسل (به انگلیسی: Infinite regress) یک سری از گزاره ها است که از این ناشی می شود که درستی گزاره P1 نیازمند پشتوانه گزاره P2، درستی گزاره P2 نیازمند پشتوانه گزاره P3، و الی آخر باشد، تا بی نهایت (ad infinitum).میان تسلسل هایی که «معیوب» هستند و آن هایی که این طور نیستند تمایز قائل شده اند.ابطال تسلسل با براهین متعددی صورت گرفته است.معنای لغوی تسلسل این است که اموری، زنجیره وار، به دنبال هم واقع شو...
[ویکی فقه] تسلسل از ماده سلسله و به معنای زنجیر است و به اموری که زنجیر وار به دنبال هم واقع شوند، اطلاق میشود.تسلسل در لغت به معنای روان شدن آب وهر امری است که وجود آن موقوف به وجود دیگری باشد.معنای اصطلاحی تسلسلودر اصطلاح فلسفه تسلسل یعنی ترتیب وادامه سلسله علت و معلول تا بی نهایت . به دیگر سخن تسلسل عبارت است از ترتیب امور غیر متناهی به نحوی که مرتبت لاحق مترتب بر مرتبت سابق و به دنبال آن باشد...