کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تسریع-کنندۀ-نزدیک | کلماتور
معانی کلمه : تسریع کنندۀ نزدیک
تلفظ بین المللی :
/tˈasriʔ kˌonandˈeje nˈazdik/
تلفظ :
[t'asRi? k,onand'eje n'azdik]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
تسریع کنندۀ بازگشت
تسریع کنندۀ شخصی دور
سیاهۀ تسریع کننده های بازگشت
عامل تسریع کننده
تعجیل یا تسریع کننده
تسریع کننده
تاریک کننده
تاریک تر از نوری که هرگز خونریزی نمی کند
تپه پیش از تاریخ تازه کند
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
هریک از عوامل تسریعکنندۀ بازگشت که ناشی از حوادث اخیر پیرامون فرد است
فرهنگستان زبان و ادب
{proximal precipitating factor} [اعتیاد] هریک از عوامل تسریع کنندۀ بازگشت که ناشی از حوادث اخیر پیرامون فرد است
کلمات مرتبط
تسریع کنندۀ بازگشت
تسریع کنندۀ شخصی دور
سیاهۀ تسریع کننده های بازگشت
عامل تسریع کننده
تعجیل یا تسریع کننده
تسریع کننده
تاریک کننده
تاریک تر از نوری که هرگز خونریزی نمی کند
تپه پیش از تاریخ تازه کند
نظرات