کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تسریب
تلفظ بین المللی :
/tˈasrib/
تلفظ :
[t'asRib]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رفتار تخریبی
سیاهۀ تسریع کننده های بازگشت
عامل تسریع کننده
فرمول تقریب
قضیه های تقریب
لایۀ تخریبی
مشتق تقریبی
مواد بسته بندی زیست تخریب پذیر
میانای تخریبی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تسریب. [ ت َ ] ( ع مص ) گله گله گردانیدن اسب و اشتر. ( تاج المصادر بیهقی ). گله گردانیدن اسب و اشتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || گله گله فرستادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || عطا کردن چیزها را یکی بعد دیگری. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || از این سو و زان سو کندن چاه و جز آن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( م...
کلمات مرتبط
رفتار تخریبی
سیاهۀ تسریع کننده های بازگشت
عامل تسریع کننده
فرمول تقریب
قضیه های تقریب
لایۀ تخریبی
مشتق تقریبی
مواد بسته بندی زیست تخریب پذیر
میانای تخریبی
نظرات