تسدید. [ ت َ ] ( ع مص ) توفیق دادن. ( تاج المصادر بیهقی ). توفیق صواب و سداد دادن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نیکو کردن و توفیق صواب و سداد دادن خدا کسی را در قول و عمل. ( از متن اللغة ). توفیق دادن و ارشاد کردن کسی را بر سداد یا در صواب در کردار و گفتار. ( از اقرب الموارد ). ارشاد کردن کسی را به صواب. ( از المنجد ) : و از ایزد تعالی امداد توفیق و تسدید خواهیم. ( سندبادنامه ص 30 ). |...
فرهنگ عمید
۱. استوار کردن. ۲. راست ودرست کردن، راست گردانیدن. ۳. کسی را به صواب و سداد راهنمایی کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) استوار کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - استوار کردن محکم کردن . ۲- راست گردانیدن راست و درست کردن . ۳- صواب جستن . جمع : تسدیدات . توفیق دادن . توفیق و صواب و سداد دادن کسی را .