کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تسبیخ | کلماتور
معنی کلمه : تسبیخ
تلفظ بین المللی :
/tˈasbix/
تلفظ :
[t'asbix]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
صلاه تسبیح
گل تسبیح
تسبیح و تمجید گفتن
تسبیح یا گردنبند
توبیخ امیز
توبیخ بیجا
توبیخ شدن
توبیخ ملا یم
توبیخ نفس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تسبیخ. [ ت َ ] ( ع مص ) سبک گردانیدن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || آرام دادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || واچیدن پنبه. ( تاج المصادر بیهقی ). واخیدن پشم و پنبه. ( زوزنی ). پیچیدن پنبه و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پیچیدن پنبه بعد از کمان زدن برای رشتن. ( از متن اللغة ). تنفیش و توسیع پنبه. ( از اقرب الموارد ). تنفیش پنب...
کلمات مرتبط
صلاه تسبیح
گل تسبیح
تسبیح و تمجید گفتن
تسبیح یا گردنبند
توبیخ امیز
توبیخ بیجا
توبیخ شدن
توبیخ ملا یم
توبیخ نفس
نظرات