معانی کلمه : تسبیب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ایجاد سبب کردن، سبب ساختن.
۲. سبب سازی، وسیله انگیزی.
۲. سبب سازی، وسیله انگیزی.
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) ایجاد سبب کردن.۲- وصول کردن مالیات تا دینار آخر. ۳- حواله کردن طلب کسی بر دیگری که بدهکار است . ۴- ( اسم ) سبب سازی وسیله سازی . جمع : تسبیبات .
سبب ساختن . یا دشنام دادن .
سبب ساختن . یا دشنام دادن .
مترادف و متضاد
۱. سببسازی، وسیلهانگیزی، وسیلهسازی
۲. سبب ساختن
۳. ایجادسبب کردن
