معانی کلمه : تس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تپانچه#NAME?
۱. بادی که بیصدا از مقعد خارج شود.
۲. تف؛ خیو.
= تپانچه
۱. بادی که بی صدا از مقعد خارج شود.
۲. تف، خیو.
۱. بادی که بی صدا از مقعد خارج شود.
۲. تف، خیو.
فرهنگ معین
(تَ ) (اِ. ) تپانچه ، سیلی .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- باد بیصدایی که از مقعد خارج گردد. ۲- تف خدو خیو.
دانشنامه عمومی
(تَس) پس گردن، پس گردنی
گویش مازنی
۱از اصوات است ۲باد گندیده ی شکم – چس
درختان تک پایه که گل و میوه ی آن ها موجب لقاح نوع ماده ی آن ...
/tos/ از اصوات است - باد گندیده ی شکم – چس & درختان تک پایه که گل و میوه ی آن ها موجب لقاح نوع ماده ی آن گردد
واژه نامه بختیاریکا
( تُس + ) مرغ مگس خوار
