کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تزنیخ
تلفظ بین المللی :
/tˈaznix/
تلفظ :
[t'aznix]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
آخال تزیخه
اخال تزیخه
تتنیخ
تدنیخ
ترنیخ
تزلیخ
تزنخ
تزنیج
تزنیح
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تزنیخ. [ ت َ ] ( ع مص ) برداشتن بزغاله سر خود را وقت شیر مکیدن ، از گرفتگی گلو یا خشکی حلق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). || درآویختن کنه در آنچه مورد علاقه اوست. ( از متن اللغة ).
کلمات مرتبط
آخال تزیخه
اخال تزیخه
تتنیخ
تدنیخ
ترنیخ
تزلیخ
تزنخ
تزنیج
تزنیح
نظرات