کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تزند | کلماتور
معانی کلمه : تزند
تلفظ بین المللی :
/tazˈannod/
تلفظ :
[taz'annod]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تزندر
تزندق
رآکتور زایندۀ تند
رسانای یونی تند
رسانش یونی تند
زاویۀ تُند
شکافت تند
صافش شنی تند
ضریب شکافت تند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تزند. [ ت َ زَن ْ ن ُ ] ( ع مص ) تنگ آمدن به جواب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). عاجز شدن از جواب. ( از المنجد ): سألته مسئلة فتزند؛ ای فتعسرالجواب علیه. ( المنجد ). || تنگ شدن سینه. ( ازمتن اللغة ). گرفتار شدن در امری و ( به تنگ آمدن ) و تنگ سینه شدن. ( اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || خشم گرفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ت...
فرهنگ فارسی
تنگ آمدن به جواب عاجز شدن از جواب .
مترادف و متضاد
current
(صفت)
رایج، روان، متداول، معاصر، جاری، باقی، شایع، تزند، سیال
کلمات مرتبط
تزندر
تزندق
رآکتور زایندۀ تند
رسانای یونی تند
رسانش یونی تند
زاویۀ تُند
شکافت تند
صافش شنی تند
ضریب شکافت تند
نظرات