معانی کلمه : تریو
لغت نامه دهخدا
تریو. [ ت َ ] ( اِ ) با واو مجهول پارچه و جامه سفید باریک را گویند. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ). پارچه و جامه سبک نازک. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
قطعۀ موسیقی که برای سه ساز یا سه نوازنده ساخته شده باشد.
فرهنگ معین
(تَ) (اِ.) پارچه و جامة سفید باریک .
(تِ) [ فر. ] (اِ.) 1 - قطعه ای که برای سه ساز یا سه نوازنده ساخته شده باشد. 2 - آواز سه نفری .
(تِ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - قطعه ای که برای سه ساز یا سه نوازنده ساخته شده باشد. ۲ - آواز سه نفری .
(تَ ) (اِ. ) پارچه و جامة سفید باریک .
(تَ ) (اِ. ) پارچه و جامة سفید باریک .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- قطعاتی که برای سه ساز از روی فرم سنات ساخته شده باشد.۲- آواز سه نفری. ۳- قسمت دوم یک منوئه.
دانشنامه عمومی
تریو (به اسپانیایی: Torelló) یک شهرستان در اسپانیا است که در استان بارسلون واقع شده است.
wiki: تریو
